تبليغاتX
گل بارون زده -
حرفهای دلتنگی
 

برای ترانه

گريه نکن ترانه غزل دلش ميگيره

ساز منم می اُفته ميشکنه وُميميره

گريه نکن خوبِ من نشو به گريه راضی

اگه تو غمگين باشی قافيهَ روميبازی

ترانه تو مرحمی برای طبعِ تبدار

بميرم پشت سرت حرفو حديثِ بسيار

ارزش توترانه با پول ميشه اندازه

هرکی دلش ويرونه ميخواد تورو بسازه

ترانه گريون نباش لحظه ازت دور ميشه

اگه اين جا نباشی آيِنه هم کور ميشه

اين روزا تو عزيزی واسه کسی که خوبه

ترانه تو ميسوزی اون شهره وُ محبوبه

هرکس که يارش ميره ميخواد توباشی پيشش

هرنفست بشه سوز  بشکنه بغض خيسش

تو لحظه های پُردرد  صبورترين سنگی

خودت رو خواسته باشی مايه ی شرمو ننگی

طلا باشی يا بدل  ديگه فرقی نداره

دست کثيف بازار سربه سرت ميذاره

آزاديِ قانونمند برات قفس آوُرده

مُهرِتاييدِ ارشاد رو لبهای تو خورده

تو يه گوشه نشستی تسليمِ حکمِ شورا

يکباره از باغ روييد  هزار ترانه سُرا

ترانه من ميدونم تو خيلی مهربونی

تنها يه حسی امّا  برای من می مونی

                                   ترانهء باران

|+| نوشته شده توسط بهروز در جمعه دوم اسفند 1387  |
 
 
بالا